شما اینجا هستید : صفحه اصلی » پایه تحصیلی » پایه ابتدایی » چهارم ابتدایی » فارسی چهارم » معنی شعر باز باران + کلاس چهارم
چهارم ابتدایی فارسی چهارم

معنی شعر باز باران + کلاس چهارم

معنی شعر باز باران
درس بیستم
باز باران
معنی شعر به زبان ساده
بند اول: باز هم باران، با صدایی همانند سرود و آواز و با دانه های فراوانی چون دانه های مروارید بر بام خانه می خورد. این لحظه مرا به یاد روز بارانی می اندازد. روز پیش که در آن جنگلهای سرسبز استان گیلان لحظات خوبی را می گذراندم و به گردش می پراختم.
بند دوم: کودک ده ساله ای بودم، بسیار شاد و با نشاط، با پوستی نرم و نازک و با پاهایی چابک و زرنگ، با همان پاهای کودکانه خود مانند آهو تند و سریع می دویدم و از سر جویهای آب می پریدم.
بند سوم: از خانه دور می شدم، در آن حال از پرنده و آواز آن و همچنین از هوهوی بادی که می وزید، داستانهای پنهان و اسرار زندگی را می شنیدم و رعد و برق مانند یک شمشیر تیز و بران.
بند چهارم: ابرها را پاره می کرد و غرش ابر مانند دیوانه ای که می غرد و می خروشد. گویی بر ابرها مشت می زد. جنگل مانند دریا (درختان و شاخه ها و سبزه زارها) از دست باد فراری و وزنده، چرخ می زد و شاخسارها به این سو و آن سو می رفتند و دانه های گرد باران، در همه جا پهن می شدند و همه جا را خیس می کردند.
بند پنجم: سبزه زار جنگل که در زیر درختان قرار داشت از شدت باران، کم کم مانند دریا پر آب شد. و در داخل این دریای پرجوش و خروش (شاعر سبزه زار پر از آب باران را به دریا تشبیه کرده) عکس و نمای جنگل به صورت سرنگون یا وارونه پیدا شد (عکس جنگل در این آب افتاد). این باران بسیار گوارا و دلنشین بود و به به که این باران چقدر زیبا بود. در میان این همه ریزش باران که مانند پاشیدن دُر و گوهر بود، رازها و اسرار ابدی و همچنین پندها و درسهای آسمانی را می شنیدم (در حقیقت شاعر می خواهد بگوید که با نعمتهای خداوند انسان به زیبایی خلقت بیشتر پی می برد و قدرت خدواند را شکر و سپاس می گوید.)
بند ششم: و این اسرار ابدی و پندهای آسمانی آن است که ای کودک دلبند من، از من بشنو و بدان که در پیش چشم کودکی که خرداد (در آینده) مردی خواهد شد. زندگی چه تیره و سخت و چه روشن و زیبا، بسیار دل انگیز است. بسیار دل انگیز است بسیار دل انگیز است.
به این نکته توجه کنید:
کلمه های همه خانواده زیر را بخوانید و به معنی آنها دقت کنید.
شبیه: یعنی مانند و مثل¬ مداد من شبیه مداد تو است.
تشبیه: مانند کردن، شبیه کردن ¬ کارهای این دانش آموز را می توان به کارهای دانشمندی تشبیه کرد.
شباهت: مانند بودن، شبیه بودن ¬این قصه شباهت زیادی با آن داستان دارد.
گاهی برای بیان زیبایی و چگونگی چیزی آن را به چیز دیگری تشبیه می کنند.
مانند: دانه های باران مثل دانه های مروارید هستند.
در اینجا قطرات باران به دانه های مروارید تشبیه شده است.
تشبیه یعنی چیزی را به چیز دیگر شبیه و مانند کردن.

انتهای پیام/

درباره نویسنده

بچه های آموزگارکوشا

سایت آموزگارکوشا با هدف نشر دیدگاه های فرهنگی و آموزشی و ترویج آموزش های مجازی در خانواده و مدرسه و اطلاع رسانی در این حوزه توسط عده ای از فرهنگیان و علاقه مندان حوزه تعلیم و تربیت در این زمینه تاسیس گردید.
موفق و پیروز باشید

تعداد نظرات

برای ارسال نظر اینجا را کلیک کنید